این مطلب را در راستای اهتمام به جناب سعید نگارنده وبلاگ شهید بی پلاک می نگارم.

جناب آقای کامران غضنفری چندی پیش مطالبی عرض کرده بودند که بسیاری از آنان نیکو و پسندیده بودند که این تذکار و روشنگری ایشان جای تقدیر دارد اما مواردی هم متأسفانه ذکر شده بود که شاید کمی از دایره انصاف به دور بود. (به زعم بنده لااقل) به بررسی برخی از آنها می خواهم بپردازم شاید در میان آن عرایض و این نقد و بررسی مختصر، مطلب مکشوف تر شود و داوری اندکی سهل تر.
بعضی از این مطالب را نمی شود انکار کرد. انصافا ناراحتی و رنجی که امام در قبول این قطع نامه متحمل شدند بر کسی پوشیده نیست. اصرار برخی اطرافیان امام نیز جهت اتمام جنگ هم قابل کتمان نیست. اما در قصد و نیت خوانی آنان و اتهام عدم خیرخواهی شان یا وادادگی شان به استکبار و استعمار باید کمی جانب احتیاط را نگه داشت تا مبادا چیزی گوییم که از پس پاسخش بر نیاییم.


سوال این است. آیا به راستی این ها که ذکر شد همه ماجراست. گویی در فرازهایی میان مطالب راست و ناراست التقاطی صورت گرفته که به اختصار به مواردی اشاره می کنم. حضرت امام ره در مورخ 29/4/67 یعنی دو روز پس از پذیرش قطع نامه پیام مفصلی می دهند .. در آن پیام ضمن ابراز ناراحتی از قبول این قطع نامه و دعوت به ادامه غضب و خشم بر دشمنان مطلب دیگری هم عرض می کنند: «تأکید می کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسؤولان آن نیستم. مسؤولین مورد اعتماد من می باشند. آن ها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است ...» (صحیفه امام ج 20 ص 241) گویی ایشان این روزها را می دیدند.

آقای کامران ذکر کرده اند «امام بعد از پذیرش قطعنامه تا روز رحلت دیگر با هیچ گروه و شخصی که برای دیدار می‌رفتند صحبت نکردند. و همه صحبتهایشان را قطع کردند. شما در صحیفه امام جستجو کنید از روز قبول قطعنامه تا زمان رحلت حتی یک سخنرانی از امام پیدا نمی‌کنید»

حال خودتان قضاوت کنید: امام ره در تاریخ 27/4/67 قطع نامه را قبول کردند.

بیانات امام در دیدار با محسن رضایی در تاریخ 30/4/67

بیانات امام در جمع رئیس جمهور، نخست وزیر و اعضای هیأت دولت مورخ 8/6/67

بيانات امام در جمع رهبران انتفاضه مورخ آذر 67

بیانات امام در دیدار با ادوارد شوارد نادزه (وزير امور خارجه شوروى) در پاسخ به نامه گورباچف مورخ 7/12/67

و انبوهی از پیام ها (مانند پیام مفصل منشور روحانیت مورخ 3/11/67) و انتصابات و تقدیرها و تشکرها و حکم ها و اجازه نامه ها و ... .


شاید بهتر باشد از خود حضرت امام ره علت کم شدن دیداها و سخنرانی هایشان را نیز بشنویم.
تذكر به اعضاى دفتر جهت لغو ديدارها و سخنرانيهاى امام را ببینید در مورخ7/8/67 : «توجه داشته باشيد كه بايد دور سخن گفتن مرا و لو يك جمله دعا خط بكشيد. مجارى تنفس من بيمار است، و حالا هم كه جنگ در كار نيست، زحمت به من ندهيد. از اينكه مثلًا خانواده شهدا و امثال آن بيايند و من دستى تكان دهم، مضايقه ندارم.»
نکته دیگر اینکه آخرین سخنرانی حضرت امام قبل از قبول قطع نامه در تاریخ 27/2/67 بود.
و نیز در جمع مسئولان حج مورخ 22/1/67
و نیز در جمع مسئولان و کارکنان وزارت پست 14/1/67

یعنی در چهارماهه نخست سال و قبل از قبول قطع نامه فقط همین سه دیدار و سخنرانی را داشتند. که دوتای آنها در همان ماه اول بود. از طرف دیگر اگر به دیدارهای چند سال قبل نظری افکنیم می بینیم که بسیاری از دیدارها با مسئولین و افراد لشگری و کشوری مربوط به جنگ بوده و نیز دیدار با خانواده های شهدا و جانبازان و ایثارگران. که حضرت امام به علت وخامت حالشان در سال 67 و 68 و خارج شدن کشور از وضعیت جنگی، این دیدارها را لغو و یا به حداقل رساندند. اما در همین مدت، انبوهی از پیام ها و ... را مشاهده می کنیم که امام با روحیه مثال زدنی همه این ها را نگاشته اند و یا پاسخ داده اند. موارد بسیار دیگری برای ذکر وجود دارد که شاید از حوصله خارج باشد.
اینها را گفتم تا بلکه اندکی از فضای هجمه گونه سنگین بحث جناب کامران بکاهم و قصدم دفاع از گروه و طیف خاصی نبوده است انشاءالله.